سورا

 
وظيفه ی خطير
نویسنده : رزا صدراشكوري - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۳٠
 
راستش با ما داشتيم رد می شديم . گفتن بيا آپ کن مام اومديم ثفت نوم کرديم . ديگه
اينکه چون قرار بود با صاحاب وبلاگ همذارت پنداری کرده باشيم و رعايت ناموس پرستی
و امانت در خيانت و اين برنامه ها فرک کرديم اگه اون ضعيفه بود چی می نوشت که خلاصه
اين شد که زت زيات :
همه رو دوس دارم و می خوام که به سلامت باشن . من دور از خونه ام و نمی تونم
به همون سرعت مورچه ای که قبلا می کردم آپ کنم اما به آرزوهای قشنگی که می کنين
نياز دارم .
( آرزوی نگارنده : بری ديگه بر نگردی ... )
امضا جيم چارگوش
اينم پيکتوره ی دااشت از صرفستان و مونته ويدئو .