سورا

 
 
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٦
 

 

می روی؟

می روی!

می روی.و من که کشیده می شوم بر لجنهای مرداب

که تاریکند و بر دستهای نیلوفران می روم.

کشیده می شوم بر امواج سفید

که کشیده می وشوم بر شنهای کنار ساحل

و گوشماهیهای شکسته خاطره ها و شاید جای پاهای ...

گره می خورم به سبزه ها سیزده بار تا ارزویی شوم

کشیده می شوم بر راشها بر گرده های خورشید

  که از سمام با لایم می برند.می سوزم می سوزم

از تفتان کویر

کشیده می شوم کشیده می شوم...

کشتی ها سوت می کشند و من

گره خورده ام به خاطره های دست دوم

به زندگی های بسیار

دنباله هایم خیس خیس  سنگین شده ام

کاش کسی رهایم کند.