سورا

 
 
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢۱
 

نه اينکه فکر کنی اين نامه از کويره نه.اين روزها از خونه بيرون نمی رم .منتظرم تا پستچی بياد و جواب رو بياره.نمی دونی گرفتن نامه از دست خودش چه مزه ای داره .اين همه لذت زندگيه اره به همين سادگی.حتی بيرون نمی رم که برای عيد خريد کنم .کاغذ رنگی بخرم ماهی قرمز يا هر چيز نويی که همه می خرن.چرا؟باز هم چرا؟مجبورم می کنی بگم:ارتش که چرا نداره.من هم ارتشی نيستم.

يهو دلم خواست بالن سواری کنم.يادت باشه يه جايی بريم که فقط من باشم و تو اونوقت بالن سواری کنيم يادت می مونه.راستی اگه نامه هام هيچ وقت بدستت نرسه چی؟اگه ادرس عوض شده باشه چی؟اونوقت کوير بالن سواری......ومن که حتی برای عيد خريد هم نکرده ام.؟!!!

ديروز فکر می کردم خانمهای چادری به چند دسته اند:

۱ـاونهايی که  از قديم و نديم بهشون گفتن چادر نجابته.حريمه.ديگه برازنده دختران پاکه؟!

۲ـاونهايی که  اهان اين يکی يه ذره هايی..خانمهايی که همسرانشون به يه جاهايی رسيدن(البته نه تا اون بالا که ما با بالنمون می تونيم بريم)اونوقت برای اينکه به خودشون و بقيه ثابت بشه چقدر متدين هستندووفادار چادری شدن.اون هم از نوع سفت وسخت.

۳ـاين ديگه نوبرشه طفلکی ها اونهايی که تازه رفتن سر کار!اون هم از نوع استخدامی و می دونن نونشون به اين حجابشون بستگی داره .نه عفت و پاکی وحالااين طفلکی ها بيشترشون اصلا تو عمرشون و شايد تا اخرش ندونن برای چی؟

۴ـاين ديگه بدترينشه چون اصلا من نمی دونم چادری هست يا نه.اين دانشجوهای خوش تیپ که اصلا از چادر به عنوان تمييز کننده حياط دانشگاه استفاده ميکنند تا حافظ نجابت.

می بينی اما بهترينش اونيه که ما قراره استفاده کنيم يه چادر می گيريم و يه شب تو کوير شايدم دو شب خوب توش می گذرونيم.

حالا اگه اين نامه ها نرسه؟

بذار ببينم  اين ادرسها مال چه وقتيه؟

.....................................................