سورا

 
بهاريه
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢۸
 

 

بهاریه ام شاد نیست چون این روزها همه چیز غمگینم می کند و این نمی دانم نشانه خوبی است یا بد.

درون کوچه را که می نگرم

کودکان پی تیله بازی نیستند.

کوچه هارا خاک گرفته

یک نفر اری یک نفر

 می گفت:اتم هسته ..جنگ

درسی جدید است.

بچه ها توی دفتر هایتان

موضوع انشاء این است.

کوچه را می نگرم

تاریک نیست نه

اما

یک نفر اری یک نفر

هم پیدا نیست.

سبزه هامان زرد شد

چرا

آسمان هم که خاکستری است!

همه عید یک خاطره است

کودکی باغ گل سیب عیدی

این همه آرزوی کودک امروزی است.

 

پریشانی ام را بر من ببخشید سال که تازه می شود.شاد نیستم.این روزها چیزهایی می بینم که دلم می خواهد .چشمهایم را ببندم گوشهایم را بگیرم وتنها به گوشه ای پناه برم.

 

سالتان بهتر از هر سال