سورا

 
کلاغ
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٦
 

چه بی تاب است این سیاه در پرواز درونم

آنچنان که گویی تمامی خبرچینان دنیا هجوم آورده اند باورش ندارند

پرواز نمی کند کنج سفالهای نم گرفته نشسته به انتظار که سنگ بیاندازی

آخ که انتظار سنگها بی پایان است و باران هم نمی بارد ...

با کفترکان بام همسایه هم عشق بازی نمی کند

خبر

خبر

خبر

وآنتنها بی تاب بال در آورده اند

و هنوز هنوز بی تابی می کند

سنگها را بیانداز

در صندوقچه قدیمی اتاقم سنگهایت را جمع کرده ام

کلاغکم

آسمان هوای بهار دارد ...کسی با کسی نیست

لکه ای سیاه را آسمان کم دارد

ببار