سورا

 
فرشته ۲
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٠
 

فرشته ای متولد شد ۲

حالا یک هفته گذشته و با اینکه همه می خوان بدونن اسمش چیه ما هنوز به توافق نرسیدیم که اسمش چی باشه مامان دلش می خواست که مثل همه مراسمها واسش یه جشن بگیریم اما من دلم نمی خواهد که بالهاشو کسی ببینه واسه همین خیلی بهم سخت می گذره وقتی کسی واسه دیدنم میاد. دلم میخواد همیشه 2 تایی باشیم.

این شبها هیچ گریه نکرده این خصلتش به تو رفته و من کلی خوشحالم دختری با بالهای فرشته اما قوی .

وقتی گشنش میشه چشمهاشو تنگ میکنه و انگشتش رو می مکه یعنی مامان به من توجه کن من همه کارهام رو تعطیل کردم که بهش توجه کنم می دونی که نمی تونم روی چند چیز کاملاً متمرکز شوم.حالا تمام من مال تو فرشته کوچولوی من .

می دونی چه جوری می خوابونمش اونقدر نرم و لطیفه که گاهی می ترسم تو دستهای من له بشه .من خودم هنوز به تماشای آبهای سپید گوش می دم و آرام می شوم و فرشته ک.چولوی ما .....یادته گفتم دستت رو بذار رو شکمم تا بتونه تو رو هم لمس کنه از بس این آهنگ رو گوش دادیم که هنوز هم دوستش داره .وچشمهاش منتظرن فکر کنم دنبال تو می گرده و از الان باید یاد بگیره زندگی همیشه اون چیزهایی که منتظرش هستی رو بهت نمی ده .

هنوز دارم به حرفهای مامان فکر میکنم اسمش چی میشه تو این زمونه یک بچه تا 7 روز بی اسم ؟ واقعاً نوبرشه ؟! اما خوب این واقعا هم نوبره طفلک اصلاً مهمون دوست نداره وقتی قراره بالهای لطیفش رو قایم کنه !

حالا راحت و لخت و پتی لابلای یه عالمه بالش روی تخت ما ولو شده و داره رویا می بینه و من هم بالهاش رو نوازش می کنم فعلاً سرمون به انتخاب اسم گرمه و سراغت رو نمی گیره ...

دوست دارم فقط 2تایی باشیم

2تایی

2تایی

هیس خوابیده