سورا

 
چراغ قرمز
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥
 


دست بر پیشانی

اندیشه های من

از لابلای انگشتان

تو غروب می کنند

انتظار

اینجا روزی هزاران بار از چهار راههای قرمز می گذرم

من

پشت گره های پیشانی ات انتظار می کشم

و خشم,

چشمانت هیچ گاه سبز نمی شود

پشت همه چراغهای قرمز می مانم

ریشه های من

روی شانه هایم سنگینی می کنند

سبز نمی شوم

و عبور برای همیشه بی معنی است