سورا

 
جنون
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٤
 

جنون

 

 

نور از شیشه های رنگی سقف با نقاشی های زیبا رنگی میتابید تو محراب که مسیح به صلیب کشیده توش لبخند میزد .شمعها روشن بودن واسه اونهاییکه تک وتوک اونجا با عیساشون زمزمه میکردن .صدای ارگ بود که تو سقف بلند میپیچید وادمهای رنگی که از اتاقک اقرار بیرون میومدن .دخترک پشت ارگ مینواخت وفضا روحانی تر میشد .صدای انفجار بود؟!یا صفیر گلوله وصدای ارگ که ممتد جیغ میکشید ودستان دخترک که تکان نمیخورد.شیطان بود که از سقف مقدس بر مرد فرود میامد.رو به عیسی :زیبا مینواخت ورانهای زیباتری هم داشت.