سورا

 
جاذبه
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢۳
 

 

آن لحظه فرا می رسد

و در گوشها می پيچد

چون پيامی ی............

 اساطيری ...............اساطيری

آغاز می گردد  گردد...

جاذبه

جاذبه چشمها

ترنمی خنک

پس از آتشی گيرا

گرما در لحظه ای تمام

وجودت را خواهد گرفت

داغ می شوی

و گوشهايت از صداهای زنگ دار پر می گردد

و ديگر هيچ چيز به گوش نمی رسد

(فرا رسيده )

ترنمی عرق گونه روی تمام سلولهايت

شبنمی صبح گاهی در آغاز بهار

او در تو زاده شده

چون ابری پر باران

تا فرصتی مجال باريدن گيرد

بر معشوق

۸/۱۲/۸۱