سورا

 
 
نویسنده : رزا صدراشکوری - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٥
 

 

 

 

اگر از گذشته ندونی برات بهتره  اینجوری ازش دوری

اما اگه بدونی !همینطوری اویزونته

هر جا که بری باهاته

همینطور اویزونته

مثل من که الان اویزونم  

از تیرهای چراغ برق این خیابان که انتهایش پیدا نیست

اویزانم از این ماه سفید و بزرگ که افتاده وسط جاده

اویزانم از سفالهای بارون خورده و اجرهای نارنجی 

درهای قدیمی کپک زده

اویزانم از تمام این تابلوهای نئونی سفید وزرد

کاش رهایم کنی

کاش رهایم کنی