خاطرات آینده دو

برق رفته گویا نمی دانم شاید سرما زده به سیمها ,سرما زده به همه راههای ارتباطی . خودت خوب می دانی این روزها تلفن ها هم با برق کار می کنند . می ترسم توی سرما بروم فیوزها را چک کنم شمعهای روی شومینه را روشن کرده ام . وساعتها به رنگ آتش خیره می شوم می روم فرق بین آینده و گذشته را دیگر تشخیص نمی دهم ... کاش گوشی را برداری ...

کسی گوشی را بر می دارد مثل صدایی که سالها از آن گذشته باشد می گوید : الو ...

آنقدر غریبه است که ترجیح می دهد برگردم روی این کاغذها و دوباره از تراس کوهها را ببینم ...

راستی منتظرم این بار که شهابی رد می شود خوب آرزو کنم نه برای خودم این بار برای تو 

مواظب مسافر من باش

/ 4 نظر / 7 بازدید
آدم

ای کاش ایوب بود و می آموختم صبرش را ای کاش سلیمان بود می آموختم زبان حیوانات را

حسن عاملي

سيم سرما زده را مي شود كاري كرد....شمع هم جايگزين برق است.....اين ارتباط هاي يخ زده درد اين روزها ست....

alich

خوشمان آمد کوتاه، زیبا و پر احساس

ترنج بانو

درود شاعر با احساس و فروتن امیدوارم حالتان خوب باشد به جمع لینک دوستانم خوش آمدید امیدوارم لایق باشم