به لحظه های تب دار تابستان

می بینی

فصلهایمان چه با تفاوت آغاز می شوند . وقتی همه انتظار بهار را می کشیدند ما آغاز کردیم . هنوز زمستان بود .

تابستان پر التهاب و شرجی .حالا نفس بریده ام .تن ملحفه ها تب دار است چیزی می سوزد و تو پشت به منی .من انتظار پاییز می کشم تا صدای آمدنت را برگ ها فریاد کنند .زمستان بی تاب آغوشت می شود

 برای زایش . برای جوانه زدن اشکهایم بی همراهیت کم می آورد.....

/ 3 نظر / 10 بازدید
لاله

فدات شم؛ الهی فصلهات پر از عطر اقاقیا باشه...

اهورا آگر

از زمستان شروع کرديد....زيباترين ....بهار را بهانه ايست برای شروع؟نه زمستان فصل رويايی من در برفهايی که در آدم برفی ها برابر چشمانم با اولين ؛توريسکه؛خورشيد شروع به آب شدن ميکنن....فنا ميشوند و در زمين دوباره متولد!!!!آری زمستان شروع زيبايی است که بهار هيچگاه نمی تواند به آن سپيدی ،بی ريا باشد.............. توريسکه=نور،اشعه ی آفتاب(در لهجه ی لری و زبان لکی!)

saeed

salam roza jan ma birune zaman istadeim anghadr k be hameye simhaye jahan avizanim. bebakhsh k farsi nadashtam melliate ma ham avizan ast. be omide didar.