به یادپدر

روزهایی هست که تنهایی انسان نمایان تر است و وقتی قلبت فشرده تر می شود و آسمان همه ابرهایش را پشت پلکهای تو می فشارد .

به قول دوستی:

ابر از چهره بارانی تو می بارد
این چه نوریست که پیشانی تو می بارد

این روزها حتی تصورات و داستانهایم هم می گریزند اما بهانه اینجا بودنم چیز دیگری است .

یاد کسی است که تکرار اسمش هم حرمت است و بغض . ..

دیگر شمارش سالهای نبودنش را کنار گذاشته ام و فقط گاهی حس می کنم چقدر دوست داشتم گاهی مثل قدیم تر ها می نشاندم و تا صبح سهراب می خواند و حرف می زد .و می دانست که چقدر پدر برای دخترش عزیز است . همین

امروز دلتنگت هستم انوشیروان صدر اشکوری

صدایم را بشنو ... خاطره مرور می کنم و می چکد از چشمانم...

/ 6 نظر / 11 بازدید
خاطره

عزیزم هیچ برای گفتن ندارم تنها آغوشم برای تو باز است هر زمان بخواهی ..

بینهایت

جای شکرش باقی ست که نبودنش برایت دلتنگیست نه ترک عادت! پس به یادش شاد باش که شادیت هم او را زنده میکند و هم تو را زنده میدارد! به یادش نیکی کن که هم او زنده ماند و هم تو! یادش گرامی و عمرت طولانی!

سعید

سلام رزا خانم دیگه خانمی شده واسه خودش تورا با آب آبی می نویسم بورا با (( آ ))و با(( بی)) می نویسم تورا بی غمزه ای بی پیچ و تابی همین طوری کتابی می نویسم ×××××××××××× وآنروز پدر رفته بود... کاش می-شد آسمان گرفته¬ترنبود یا در این غروب سرد... کاش می¬شداین همه گیج ودربدر نبود کاشکی به یاد من هیچ وقت سرنمی¬زد آنشبی که من به خانه آمدم ولی پدرنبود... کاش می¬شد آسمان نام یک پرنده را صدا کند کاش می¬شد آسمان خنده¬ای به اخم¬های ما کند کاشکی یک نفر مثل دست خسته پدر به آسمان دست بردارد و مرا دعا کند کاشکی شعر من کنار پنجره به این اشکهای گرم و خسته اکتفا کند اردیبهشت ۷۴ با حمید عزیزم در تهران

نوشیدنی داره عمو؟ فکر کنم دیگه ذخیره ش تموم شده ... یه سری باید بزنیم دس جمعی

پاپا

شاید جهان بدون تو مانا نشد ولی / ساعت بدون معنی گشت بعد تو

رها

شادی همه باباهایی که بینمون نیستند صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد